قول می دی عمل کن

آورده اند که :(پادشاهی در یک شب سرد زمستانی از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید، آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد.

اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند در حالی که در کنارش با خطی نا خوانانوشته بود: 

ای پادشاه من هرشب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد...)

فرقی نمیکند چه وعده  و قولی داده ایم ..بردن به پارک به کودکانمان ...انجام کاری به همسرمان ...پاداشی به کارمندانمان ...یا برداشتن قدمی به طرف قراردادمان ...

آنچه مهم است که قولی و وعده ای به نمایندگی ما اعتبارمان را نزد طرف مقابل نگه می دارد .

فرقی نمی کند که وعده و قول ما هزار تومانی باشد یا ده میلیاردی ، جنس قول چیز دیگری است ... 

بی توجهی به قولی و وعده ای که شاید برای ما کوچک باشد ، به سادگی می تواند اعتبار ما نزد طرف مقابل را  آنچنان لطمه بزند که اعتماد او نسبت به خودمان را هم از دست بدهد ...

بی اعتمادی اولین گام برای فاصله گرفتن است ...  

سنگ بنای دیوار بلند بی اعتمادی کم توجهی های ما به قولها و وعده های است که می دهیم ...فرقی نمی کند موضوع و وعده چه باشد در هر سطحی و به هر شکلی ...

وقتی دیوار بی اعتمادی قد راست می کند دیگر ارتباط ها ، مذاکرات و مدیریت مختل می شود ...

هر وقت در تله ی کوچک شمردن یا فراموشی قول ها و وعده هایمان گرفتار شدیم باید این دیوار را تصور کنیم این دیوار بی اعتمادی که در حال بزرگ شدن ...

باید این دیواری که فاصله یی جدی خواهد شد ، را تجسم کنیم ... دیوار که بعد از این ، از پشت آن دیده خواهیم شد ...و 

بیاد بسپاریم که فرقی نمی کند که ما چقدر مدیر بزرگی هستیم و چقدر وعده ای که داده ایم کوچک ،مهم آنست که بی توجهی ما به قولهایمان اعتبار حرفهای ما را و در پی آن اعتبار خودمان را پایین آورده است ... توجیه ها و بهانه ها هم این میان هیچ کمکی به ما نخواهند کرد ...

به امید اینکه همه ی ما در هر سطح و مقامی که هستیم سنجیده قول دهیم و برای تک تک قولهای بزرگ و کوچکمان ارزشی بزرگ قائل شویم ...

(ندا مفاخری سایت مدیران ایران دوم اردیبهشت ماه 91)

تفاوت بین باور و نگرش چیست؟  

نگرش (Attitude) و باور (Belief) دو واژه یا بهتر است بگویم دو متغیری هستند که نه تنها معنای جنرال و عمومی در بین افراد جامعه دارند، بلکه بخاطر تعاریف تخصصی که برای آنها در ترمینولوژی علم روانشناسی درنظر گرفته شده است از پر کاربرد ترین واژه های کلیدی در مقالات و پژوهش های مرتبط با آن بخشی از روانشناسی که مرتبط با علوم رفتاری (Behavioral studies) است می باشند و این نوع مطالعات از شایعترین پژوهشهای مالتی دیسیپلیناری است که شاخه های متعددی از علوم را در بر میگیرد
 منجمله: علوم روانشناسی، علوم پزشکی، توسعه بهداشت، علوم مدیریت، علوم فن آوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک، بانکداری، بازاریابی و مارکتینگ، علوم ورزشی، و .... و تقریبا هرپژوهشگری که بخواهد به عوامل موثر(Predicting factors, explaining factors) در تصمیم (Intention) به بروز یک رفتار (Behavior) بپردازد، و یا اگر به زبان Research Methodology و آمار بخواهیم بگوییم، قصد داشته باشد سهم متغیرهای Predictor در Explain کردن واریانس در متغیر Outcome که هردو متغیر از عوامل روانشناختی باشند را محاسبه کند، ازاین نوع مطالعات استفاده می کند.


نگرش یا Attitude یعنی ارزیابی عمومی شما از یک رفتار یا یک واقعیت یا یک چیز. مثلا نگرش شما نسبت به پول دادن به متکدیان خیابانی ممکن است این باشد که شما این عمل را عملی با ارزش بدانید و یا دیگری ممکن است این عمل را عملی بی ارزش بداند

باور ( Belief )
یعنی این باورهای ما هستند که باعث شکل گیری نگرش ما نسبت به یک موضوع می گردند.  

اگر شما مثلا باور داشته باشید که پول دادن به متکدیان باعث زشت شدن چهره شهر می شود، این باور می تواند در ایجاد نگرش منفی در شمانسبت به پول دادن به متکدیان موثر باشد. 
برعکس، اگر شما باور داشته باشید که پول دادن به متکدیان باعث حل مشکل یک عده بدبخت می شود، بنابراین این باور ممکن است باعث ایجاد نگرش مثبت در شمانسبت به پول دادن به متکدیان بشود. 

از نظر تئوریک، کسی که بیشتر از همه به ارتباطات بین باورها و نگرش ها پرداخته است، آقای آیزن Ajzen و خالق تئوری مشهور رفتار برنامه ریزی شده (Theory of Planned Behavior=TPB) است. در این تئوری یک متغیر وابسته داریم به نام تصمیم یا Intention ، که این متغیر خود باعث بروز رفتار یا Behavior می شود. هر کس برای اینکه به کاری مبادرت ورزد لازم است که ابتدا تصمیم به انجام آن کار بگیرد.

راه حلی ساده برای ثبت وقایع روزانه

یلی وقت ها شروع به نوشتن خاطرات روزانه کرده ایم ولی بعد از مدت کوتاهی به هر دلیلی فراموش شده است .

یکی از سایت ها راه حل جالبی برای نوشتن مداوم و ساده خاطرات و اتفاقات روزانه ایجاد کرده است.

کافیست شما در این سایت ثبت نام کنید . سپس هر روز برای شما راس ساعتی که خودتان تعیین می کنید یک ایمیل می آید و اگر به این ایمیل پاسخ دهید نوشته های شما بصورت محرمانه در سایت ثبت می شوند .

وقتی جالب می شود که سایت با هر ایمیل یادآوری ، خاطره ای از چند روز پیش شما را هم یادآوری می کند . 

راستی امکان گرفتن خروجی از نوشته هایتان هم مهیاست ...

آدرس سایت : www.OhLife.com

با تشکرازشاهین شکری سایت مدیران ایران