معرفی نامه وبلاگ و گروه پیشتازان مدیریت اجرایی

با سلام

   این وبلاگ توسط گروهی از دانشجویان رشته مدیریت اجرایی ورودی بهمن ۸۸ سازمان مدیریت صنعتی اصفهان با نام گروه پیشتازان مدیریت اجرایی به منظور توسعه و تبادل اطلاعات مدیریتی با دیگر گروه ها و پیشرفت کشور عزیزمان ایران ایجاد شده است و معتقدیم که یا راهی خواهیم ساخت و یا راهی خواهیم یافت.

این گروه آماده هرگونه تبادل اطلاعات، دریافت پیشنهادهاي مفید جهت بهتر شدن وبلاگ خود می باشد.

مطلبی درباره مدریت حضرت علی علیه السلام

ه نام خداوند بخشنده مهربان، اين فرمان بنده خدا على امير مومنان، به مالك اشتر پسر حارث است، در عهدى كه با او دارد، هنگامى كه او را به فرماندارى مصر برمى گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد كند، كار مردم را اصلاح، و شهرهاى مصر را آباد سازد.

1- ضرورت خودسازى

 او را به ترس از خدا فرمان مى دهد، و اينكه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدم دارد، و آنچه كه در كتاب خدا آمده، از واجبات و سنتها را پيروى كند، دستوراتى كه جز با پيروى آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع كردن آن جنايتكار نخواهد گرديد. به او فرمانى مى دهد كه خدا را با دل و دست و زبان يارى كند، زيرا خداوند پيروزى كسى را تضمين كند كه او را يارى دهد، و بزرگ دارد آن كس را كه او بزرگ شمارد. و به او فرمان مى دهد تا نفس خود را از پيروى آرزوها باز دارد، و به هنگام سركش رامش نمايد، كه (همانا نفس همواره به بدى وامى دارد جز آنكه خدا رحمت آورد.) پس اى مالك بدان! من تو را به سوى شهرهايى فرستادم كه پيش از تو دولتهاى عادل يا ستمگرى بر آن حكم راندند، و مردم در كارهاى تو چنان مى نگرند كه تو در كارهاى حاكمان پيش از خود مى نگرى، و درباره تو آن مى گويند كه تو نسبت به زمامداران گذشته مى گويى، و همانا نيكوكاران را به نام نيكى توان شناخت كه خدا از آنان بر زبان بندگانش جارى ساخت. پس نيكوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد، هواى نفس را در اختيار گير، و از آنچه حلال نيست خويشتن دارى بكن، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش، آن است كه در آنچه دوست دارد، يا براى او ناخوشايند است، راه انصاف پيمايى.

2- اخلاق رهبرى (روش برخورد با مردم)

مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شكارى باشى كه خوردن آنان را غنيمت دانى، زيرا مردم دو دسته اند، دسته اى برادر دينى تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مى باشند، اگر گناهى از آنان سر مى زند، يا علتهايى بر آنان عارض مى شود، يا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتكب مى گردند، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گير، آن گونه كه دوست دارى خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن كس كه تو را فرماندارى مصر داد والاتر است، كه انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسيله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مستيز، كه تو را از كيفر او نجاتى نيست، و از بخشش و

 

رحمت او بى نياز نخواهى بود، بر بخشش ديگران پشيمان مباش، و از كيفر كردن شادى مكن، و از خشمى كه توانى از آن رها گردى شتاب نداشته باش، به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نيز فرمان   مى دهم، بايد اطاعت شود، كه اين گونه خود بزرگ بينى دل را فاسد، و دين را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست. و اگر با مقام و قدرتى كه دارى، دچار تكبر يا خود بزرگ بينى شدى به بزرگى حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشى نجات مى دهد، و تندروى تو را فرو        مى نشاند، و عقل و انديشه ات را به جايگاه اصلى باز مى گرداند.

3-پرهيز از غرور و خودپسندى

 بپرهيز كه در بزرگى خود را همانند خداوند پندارى، و در شكوه خداوندى همانند او دانى، زيرا خداوند هر سركشى را خوار مى سازد، و هر خودپسندى را بى ارزش مى كند، با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديك، و با افرادى از رعيت خود كه آنان را دوست دارى، انصاف را رعايت كن. كه اگر چنين نكنى ستم روا داشتى، و كسى كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا بجاى بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را كه خدا دشمن شود، دليل او را ستمكارى نعمت خدا را دگرگون نمى كند، و كيفر او را نزديك        نمى سازد، كه خدا دعاى ستمديدگان را مى شنود، و در كمين ستمكاران است.

 4- مردم گرايى، حق گرايى

 دوست داشتنى ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودى مردم گسترده ترين باشد، كه همانا خشم عمومى مردم خشنودى خواص را از بين مى برد، اما خشم خواص را خشنودى همگان بى اثر مى كند. خواص جامعه همواره بار سنگينى را بر حكومت تحميل مى كنند زيرا در روزگار سختى ياريشان كمتر، و در اجراى عدالت از همه ناراضى تر، و در خواسته هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش ها كم سپاس تر، و به هنگام منع خواسته ها دير عذر پذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت تر مى باشند. در صورتيكه ستونهاى استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاى ذخيره دفاعى، عموم مردم مى باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.

5- ضرورت رازدارى

 از رعيت، آنان كه عيبجوترند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبى دارند كه والى در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است، پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشكار گردانى، و آنچه كه هويداست بپوشانى، كه داورى در آنچه از تو پنهان است با خداى جهان مى باشد، پس چندان كه مى توانى زشتى ها را بپوشان، تا آن را كه دوست دارى بر رعيت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند، گره هر كينه اى را در مردم بگشاى، و

 رشته هر نوع دشمنى را قطع كن، و از آنچه كه در نظر روشن نيست كناره گير، در تصديق سخن چين شتاب مكن، زيرا سخن چين گرچه در لباس اندرزدهنده ظاهر مى شود اما خیانتكار است.

6-  جايگاه صحيح مشورت

 بخيل را در مشورت كردن، دخالت نده، كه تو را از نيكوكارى باز مى دارد، و از تنگدستى مى ترساند، ترسو را در مشورت كردن دخالت نده، كه در انجام كارها روحيه تو را سست مى كند. حريص را در مشورت كردن دخالت نده، كه حرص را با ستمكارى در نظرت زينت مى دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونى هستند كه ريشه آنها بدگمانى به خداى بزرگ است.

بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشت، پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و يارى دهندگان ستمكارانند، تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته اما گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند. كسانى كه ستمكارى را بر ستمى يارى نكرده، و گناهكارى را در گناهى كمك نرسانده باشند، هزينه اين گونه از افراد بر تو سبك تر، و ياريشان بهتر، و مهربانيشان بيشتر، و دوستى آنان جز با تو كمتر است، آنان را از خواص، و دوستان نزديك، و رازداران خود قرار ده، سپس از ميان آنان افرادى را كه در حق گويى از همه صريح ترند، و در آنچه را كه خدا براى دوستانش نمى پسندد تو را مددكار نباشند، انتخاب كن، چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند.


7- اصول روابط اجتماعى رهبران

 تا مى توانى با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند، و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند، و تو را براى اعمال زشتى كه انجام نداده اى تشويق نكنند، كه ستايش بى اندازه خودپسندى مى آورد، و انسان را به سركشى وامى دارد.

هرگز نيكوكار و بدكار در نظرت يكسان نباشند. زيرا نيكوكارى در نيكوكارى بى رغبت، و بدكاران در بدكارى تشويق مى گردند، پس هر كدام از آنان را بر اساس كردارشان پاداش ده. بدان اى مالك! هيچ وسيله اى براى جلب اعتماد والى به رعيت بهتر از نيكوكارى به مردم، و تخفيف ماليات، و عدم اجبار مردم به كارى كه دوست ندارند، نمى باشد، پس در اين راه آنقدر بكوش تا به وفادارى رعيت، خوشبين شوى، كه اين خوشبينى بار سنگين رنج آور مشكلات را از تو برمى دارد، پس به آنان كه بيشتر احساس كردى بيشتر خوشبين باش، و به آنان كه بدرفتارى نمودى بدگمان تر باش. و آداب پسنديده اى را كه بزرگان اين امت به آن عمل كردند، و ملت اسلام با آن پيوند خورده، و رعيت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن، و آدابى كه به سنتهاى خوب گذشته زيان وارد مى كند، پديد نياور، كه پاداش براى آورنده سنت، و كيفر

آن براى تو باشد كه آنها را درهم شكستى. با دانشمندان، فراوان گفتگو كن، و با حكيمان فراوان بحث كن، كه مايه آبادانى و اصلاح شهرها، و برقرارى نظم و قانونى است كه در گذشته نيز وجود داشت.

8- شناخت اقشار گوناگون اجتماعى

 اى مالك بدان! مردم از گروههاى گوناگونى مى باشند كه اصلاح هر يك جز با ديگرى امكان ندارد، و هيچ يك از گروهها از گروه ديگر بى نياز نيست. از آن قشرها، لشگريان خدا، و نويسندگان عمومى و خصوصى، قضات دادگستر، كارگزاران عدل و نظم اجتماعى، جزيه دهندگان، پرداخت كنندگان ماليات، تجار و بازرگانان، صاحبان صنعت و پيشه وران، و طبقه پايين جامعه از نيازمندان و مستمندان مى باشند، كه براى هر يك خداوند سهمى مقرر داشته، و مقدار واجب آن را در قرآن يا سنت پيامبر (ص) تعيين كرده، كه پيمانى از طرف خداست و نگهدارى آن بر ما لازم است. پس سپاهيان به فرمان خدا، پناهگاه استوار رعيت، و زينت و وقار زمامداران، شكوه دين، و راههاى تحقق امنيت كشورند، امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد، و پايدارى سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيت انجام نمى شود كه با آن براى جهاد با دشمن تقويت گردند، و براى اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند، و نيازمنديهاى خود را برطرف سازند. سپس سپاهيان و مردم، جز با گروه سوم نمى توانند پايدار باشند، و آن قضات، و كارگزاران دولت، و نويسندگان حكومتند، كه قراردادها و معاملات را استوار مى كنند، و آنچه به سود مسلمانان است فراهم مى آورند، و در كارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند.

و گروههاى يادشده بدون بازرگانان، و صاحبان صنايع نمى توانند دوام بياورند، زيرا آنان وسائل زندگى را فراهم مى آورند، و در بازارها عرضه مى كنند، و بسيارى از وسايل زندگى را با دست مى سازند كه از توان ديگران خارج است. قشر ديگر، طبقه پايين از نيازمندان و مستمندانند كه بايد به آنها بخشش و يارى كرد. براى تمام اقشار گوناگون يادشده، در پيشگاه خدا گشايشى است، و همه آنان به مقدارى كه امورشان اصلاح شود بر زمامدار حقى مشخص دارند، و زمامدار از انجام آنچه خدا بر واجب كرده است نمى تواند موفق باشد جز آنكه تلاش فراوان نمايد، و از خدا يارى بطلبد، و خود را براى انجام حق آماده سازد، و در همه كارها، آسان باشد يا دشوار، شكيبايى ورزد.

اول، سیمای نظامیان :

براى فرماندهى سپاه كسى را برگزين كه خيرخواهى او براى خدا و پيامبر (ص) و امام تو بيشتر، و دامن او پاكتر، شكيبايى او برتر باشد، از كسانى كه دير به خشم آيد، و عذر پذيرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد نمايد، درشتى او را به تجاوز نكشاند، و ناتوانى او را از حركت باز ندارد. سپس در نظاميان با خانواده هاى ريشه دار، داراى شخصيت حساب شده، خاندانى پارسا، داراى

سوابقى نيكو و درخشان، كه دلاور و سلحشور و بخشنده و بلندنظرند، روابط نزديك برقرار كن، آنان همه بزرگوارى را در خود جمع كرده، و نيكى ها را در خود گرد آورده اند، پس در كارهاى آنان بگونه اى بينديش كه پدرى مهربان درباره فرزندش مى انديشد، و مبادا آنچه را كه آنان را نيرومند مى كند در ديده ات بزرگ جلوه كند، و نيكوكارى تو نسبت به آنان هرچند اندك باشد را خوار مپندار، زيرا نيكى آنان را به خيرخواهى تو خواند، و گمانشان رانسبت به تو نيكو گرداند، و رسيدگى به امور كوچك آنان را به اعتماد رسيدگى به كارهاى بزرگشان وامگذار، زيرا نيكى اندك تو را جايگاهى است كه از آن سود     مى برند و نيكى هاى بزرگ تو را جايى است كه از آن بى نياز نيستند.

برگزيده ترين فرماندهان سپاه تو، كسى باشد كه: از همه بيشتر به سربازان كمك رساند، و از امكانات مالى خود بيشتر در اختيارشان گذارد، به اندازه اى كه خانواده هايشان در پشت جبهه، و خودشان در آسايش كامل باشند، تا در نبرد با دشمن، سربازان اسلام تنها به يك چيز بينديشند. همانا مهربانى تو نسبت به سربازان، دلهايشان را به تو مى كشاند، و همانا، روشنى چشم زمامداران، برقرارى عدل در شهرها و آشكار شدن محبت مردم نسبت به والى است، كه محبت دلهاى رعيت جز با پاكى قلبها پديد نمى آيد، و خيرخواهى آنان زمانى است كه با رغبت و شوق پيرامون والى را گرفته، و حكومت بار سنگينى را بر دوش رعيت نگذاشته باشد، و طولانى شدن مدت زمامدارى بر ملت ناگوار نباشد. پس آرزوهاى سپاهيان را برآور، و همواره از آنان ستايش كن، و كارهاى مهمى كه انجام داده اند بر شمار، زيرا يادآورى كارهاى ارزشمند آنان، شجاعان را برمى انگيزاند، و ترسوها را به تلاش وامى دارد، ان شاءالله.

و در يك ارزشيابى دقيق، رنج و زحمات هر يك از آنان را شناسايى كن، و هرگز تلاش و رنج كسى را به حساب ديگرى مگذار، و ارزش خدمت او را ناچيز مشمار، تا شرافت و بزرگى كسى موجب نگردد كه كار كوچكش را بزرگ بشمارى، يا گمنامى كسى باعث شود كه كار بزرگ او را ناچيز بدانى مشكلاتى كه در احكام نظاميان براى تو پديد مى آيد، و امورى كه براى تو شبهه ناكند، به خدا، و رسول خدا (ص) بازگردان، زيرا خدا براى مردمى كه علاقه داشت هدايتشان كند فرمود. (اى كسانى كه ايمان آورديد، از خدا و رسول و امامانى كه از شما هستند اطاعت كنيد، و اگر در چيزى نزاع داريد، آن را به خدا و رسولش باز گردانيد.) پس بازگرداندن چيزى به خدا يعنى عمل كردن به قرآن، و بازگرداندن به پيامبر (ص) يعنى عمل كردن به سنت او كه وحدت بخش است، نه عامل پراكندگى. سپس از ميان مردم!

دوم، سیمای قضات و داوران:

برترين فرد نزد خود را براى قضاوت انتخاب كن، كسانى كه مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نياورد، و برخورد مخالفان با يكديگر او را خشمناك نسازد، در اشتباهاتش پافشارى نكند، و بازگشت به حق پس از

آگاهى براى او دشوار نباشد، طمع را از دل ريشه كن كند، و در شناخت مطالب با تحقيقى اندك رضايت ندهد، و در شبهات از همه بااحتياط تر عمل كند، و در يافتن دليل اصرار او از همه بيشتر باشد، و در مراجعه پياپى شاكيان خسته نشود، در كشف امور از همه شكيباتر، و پس از آشكار شدن حقيقت در فصل خصومت از همه برنده تر باشد، كسى كه ستايش فراوان او را فريب ندهد، و چربزبانى او را منحرف نسازد و چنين كسانى بسيار اندكند!! پس از انتخاب قاضى، هر چه بيشتر در قضاوتهاى او بينديش، و آنقدر به او ببخش كه نيازهاى او برطرف گردد، و به مردم نيازمند نباشد، و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامى دار كه نزديكان تو به نفوذ در او طمع نكنند، تا از توطئه آنان در نزد تو درامان باشد. در دستوراتى كه دادم نيك بنگر كه همانا اين دين در دست بدكاران گرفتار آمده بود، كه با نام دين به هواپرستى پرداخته، و دنياى خود را به دست مى آوردند.

سوم، سیمای کارگزاران دولتی :

 سپس در امور كارمندانت بينديش، و پس از آزمايش به كارشان بگمار، و با ميل شخصى، و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاى مختلف وادار نكن، زيرا نوعى ستمگرى و خيانت است. كارگزاران دولتى را از ميان مردمى باتجربه و باحيا، از خاندانهاى پاكيزه و باتقوى، كه در مسلمانى سابقه درخشانى داردند انتخاب كن، زيرا اخلاق آنان گرامى تر، و آبرويشان محفوظتر، و طمع ورزيشان كمتر، و آينده نگرى آنان بيشتر است. سپس روزى فراوان بر آنان ارزانى دار، كه با گرفتن حقوق كافى در اصلاح خود بيشتر مى كوشند، و با بى نيازى، دست به اموال بيت المال نمى زنند، و اتمام حجتى است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند.

سپس رفتار كارگزاران را بررسى كن، و جاسوسانى راستگو، و وفاپيشه بر آنان بگمار، كه مراقبت و بازرسى پنهانى تو از كار آنان، سبب امانتدارى، و مهربانى با رعيت خواهد بود. و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن، و اگر يكى از آنان دست به خيانت زد، و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تاييد كرد، به همين مقدار گواهى قناعت كرده او را با تازيانه كيفر كن، و آنچه از اموال كه در اختيار دارد از او بازپس گير، سپس او را خوار دار، و خيانتكار بشمار، و طوق بدنامى به گردنش بيافكن.

چهارم ،سیمای مالیات دهندگان :

ماليات و بيت المال را بگونه اى وارسى كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد، زيرا بهبودى ماليات و ماليات دهندگان، عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مى باشد، و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت. زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند، بايد تلاش تو در آبادانى زمين بيشتر از جمع آورى خراج باشد كه خراج جز با آبادانى فراهم نمى گردد، و آن كس كه

بخواهد خراج را بدون آبادانى مزارع به دست آورد، شهرها را خراب، و بندگان خدا را نابود، و حكومتش جز اندك مدتى دوام نياورد. پس اگر مردم شكايت كردند، از سنگينى ماليات، يا آفت زدگى، يا خشك شدن آب چشمه ها، يا كمى باران، يا خراب شدن زمين در سيلابها، يا خشكسالى، در گرفتن ماليات به ميزانى تخفيف ده تا امورشان سامان گيرد، و هرگز تخفيف دادن در خراج تو را نگران نسازد. زيرا آن، اندوخته اى است كه در آبادانى شهرهاى تو، و آراستن ولايتهاى تو نقش دارد، و رعيت تو را مى ستايند، و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهى شد، و به افزايش قوت آنان تكيه خواهى كرد، بدانچه در نزدشان اندوختى و به آنان بخشيدى، و با گسترش عدالت در بين مردم، و مهربانى با رعيت، به آنان اطمينان خواهى داشت. آنگاه اگر در آينده كارى پيش آيد و به عهده شان بگذارى، با شادمانى خواهند پذيرفت، زيرا عمران و آبادى قدرت تحمل مردم را زياد مى كند. همانا ويرانى زمين به جهت تنگدستى كشاورزان است كه به آينده حكومتشان اعتماد ندارند، و از تاريخ گذشتگان عبرت نمى گيرند.

پنجم ، سیمای نویسندگان و منشیان :

 سپس در امور نويسندگان و منشيان به درستى بينديش، و كارهايت را به بهترين آنان واگذار، و نامه هاى محرمانه، كه دربردارنده سياستها و اسرار تو است، از ميان نويسندگان به كسى اختصاص ده كه صالح تر از ديگران باشد، كسى كه گرامى داشتن او را به سركشى و تجاوز نكشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت كند، و در رساندن نامه كارگزارانت به تو، يا رساندن پاسخهاى تو به آنان كوتاهى نكند، و در آنچه براى تو مى ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مى دهد. فراموشكار نباشد. و در تنظيم هيچ قراردادى سستى نورزد، و در برهم زدن قراردادى كه به زيان توست كوتاهى نكند، و منزلت و قدر خويش را بشناسد، همانا آنكه از شناخت قدر خويش عاجز باشد، در شناخت قدر ديگران جاهل تر است مبادا در گزينش نويسندگان و منشيان، بر تيزهوشى و اطمينان شخصى و خوش باورى خود تكيه نمايى، زيرا افراد زيرك با ظاهرسازى و خوش خدمتى، نظر زمامداران را به خود جلب مى نمايند، كه در پس اين ظاهرسازى ها، نه خيرخواهى وجود دارد، و نه از امانتدارى نشانى يافت مى شود. لكن آنها را با خدماتى كه براى زمامداران شايسته و پيشين انجام داده اند بيازماى، به كاتبان و نويسندگانى اعتماد داشته باش ك ه در ميان مردم آثارى نيكو گذاشته، و به امانتدارى از همه مشهورترند، كه چنين انتخاب درستى نشان دهنده خيرخواهى تو براى خدا، و مردمى است كه حاكم آنانى. براى هر يك از كارهايت سرپرستى برگزين كه بزرگى كار بر او چيرگى نيابد، و فراوانى كار او را درمانده نسازد، و بدان كه هرگاه در كار نويسندگان و منشيان تو كمبودى وجود داشته باشد كه تو بى خبر باشى خطرات آن دامنگير تو خواهد بود.

 

ششم، سیمای بازرگانان و صاحبان صنایع :

سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنايع بپذير، و آنها را به نيكوكارى سفارش كن، بازرگانانى كه در شهر ساكنند، يا آنان كه همواره در سير و كوچ كردن مى باشند، و بازرگانانى كه با نيروى جسمانى كار مى كنند، چرا كه آنان منابع اصلى منفعت، و پديدآورندگان وسايل زندگى و آسايش، و آورندگان وسايل زندگى از نقاط دوردست و دشوار مى باشند، از بيابانها و درياها، و دشتها و كوهستانها، جاهاى سختى كه مردم در آن اجتماع نمى كنند، يا براى رفتن به آنجاها شجاعت ندارند.

بازرگانان مردمى آرامند، و از ستيزه جويى آنان ترسى وجود نخواهد داشت، مردمى آشتى طلبند كه فتنه انگيزى ندارند، در كار آنها بينديش چه در شهرى باشند كه تو به سر مى برى، يا در شهرهاى ديگر، با توجه به آنچه كه تذكر دادم اين را هم بدان كه در ميان بازرگانان، هستند كسانى كه تنگنظر و بدمعامله و بخيل و احتكاركننده اند، كه تنها با زورگوئى به سود خود مى انديشند. و كالا را به هر قيمتى كه         مى خواهند مى فروشند، كه اين سودجوئى و گران فروشى براى همه افراد جامعه زيانبار، و عيب بزرگى بر زمامدار است. پس از احتكار كالا جلوگيرى كن، كه رسول خدا (ص) از آن جلوگيرى مى كرد، بايد خريد و فروش در جامعه اسلامى، به سادگى و با موازين عدالت انجام گيرد، با نرخهايى كه بر فروشنده و خريدار زيانى نرساند، كسى كه پس از منع تو احتكار كند، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود اما در كيفر او اسراف نكن.

هفتم ، سیمای محرومان و مستضعفان :

سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه كه هيچ چاره اى ندارند، از زمين گيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان، همانا در اين طبقه محروم گروهى خويشتن دارى نموده، و گروهى به گدايى دست نياز برمى دارند، پس براى خدا پاسدار حقى باش كه خداوند براى اين طبقه معين فرموده است، بخشى از بيت المال، و بخشى از غله هاى زمينهاى غنيمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پايين اختصاص ده، زيرا براى دورترين مسلمانان همانند نزديكترينشان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسوول رعايت آن مى باشى، مبادا سرمستى حكومت تو را از رسيدگى به آنان بازدارد، كه هرگز انجام كارهاى فراوان و مهم عذرى براى ترك مسووليتهاى كوچك تر نخواهد بود، همواره در فكر مشكلات آنان باش، و از آنان روى برمگردان، به ويژه امور كسانى را از آنان بيشتر رسيدگى كن كه از كوچكى به چشم   نمى آيند و ديگران آنان را كوچك مى شمارند و كمتر به تو دسترسى دارند، براى اين گروه از افراد مورد اطمينان خود كه خداترس و فروتنند انتخاب كن، تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند. سپس در رفع مشكلاتشان بگونه اى عمل كن كه در پيشگاه خدا عذرى داشته باشى، زيرا

 

اين گروه، در ميان رعيت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند، و حق آنان را بگونه اى بپرداز كه در نزد خدا معذور باشى، از يتيمان خردسال، و پيران سالخورده كه راه چاره اى ندارند. و دست نياز برنمى دارند، پيوسته دلجويى كن كه مسووليتى سنگين بر دوش زمامداران است. اگرچه حق، تمامش سنگين است اما خدا آن را بر مردمى آسان مى كند كه آخرت مى طلبند، نفس را به شكيبايى وامى دارند، و به وعده هاى پروردگار اطمينان دارند.

پس بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند، تا شخصا به امور آنان رسيدگى نمايى، و در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند، من از رسول خدا (ص) بارها شنيدم كه مى فرمود: (ملتى كه حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه اى بازنستاند، رستگار نخواهد شد.) پس درشتى و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار كن، و تنگخويى و خود بزرگ بينى را از خود دور ساز تا خدا درهاى رحمت خود را به روى تو بگشايد، و تو را پاداش اطاعت ببخشايد، آنچه به مردم مى بخشى بر تو گوارا باشد، و اگر چيزى را از كسى باز   مى دارى با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد.

9- اخلاق اختصاصى رهبرى

 بخشى از كارها بگونه اى است كه خود بايد انجام دهى، مانند پاسخ دادن به كارگزاران دولتى، در آنجا كه منشيان تو از پاسخ دادن به آنها درمانده اند و ديگر، برآوردن نياز مردم در همان روزى كه به تو عرضه مى دارند، و يارانت در رفع نياز آنان ناتوانند، كار هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روزى، كارى مخصوص به خود دارد. نيكوترين وقتها و بهترين ساعات شب و روزت را براى خود و خداى خود انتخاب كن، اگرچه همه وقت براى خداست، آنگاه كه نيت درست و رعيت در آسايش قرار داشته باشد. از كارهايى كه به خدا اختصاص دارد و بايد بااخلاص انجام دهى، انجام واجباتى است كه ويژه پروردگار است، پس در بخشى از شب و روز، تن را به پرستش خدا اختصاص ده، و آنچه تو را به خدا نزديك     مى كند بى عيب و نقصانى انجام ده، اگر چه دچار خستگى جسم شوى. هنگامى كه نماز به جماعت      مى خوانى، نه با طولانى كردن نماز مردم را بپراكنى و نه آنكه آن را تباه سازى، زيرا در ميان مردم، بيمار يا صاحب حاجتى وجود دارد، آنگاه كه پيامبر (ص) مرا به يمن مى فرستاد از او پرسيدم، با مردم چگونه نماز بخوانم؟ فرمود: (در حد توان ناتوانان نماز بگذار و بر مومنان مهرب ان باش.) هيچگاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، كه پنهان بودن واليان، نمونه اى از تنگخويى و كم اطلاعى در امور جامعه مى باشد. نهان شدن از رعيت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مى دارد، پس كار بزرگ،

اندك، و كار اندك بزرگ جلوه مى كند، زيبا زشت، و زشت زيبا مى نمايد، و باطل به لباس حق درآيد، همانا زمامدار، آنچه را كه مردم از او پوشيده دارند نمى داند، و حق را نيز نشانه اى نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود، و تو به هر حال يكى از آن دو نفر مى باشى: يا خود را براى جانبازى در راه حق آماده كردى پس نسبت به حق واجبى كه بايد بپردازى يا كار نيكى كه بايد انجام دهى ترسى ندارى، پس چرا خود را پنهان مى دارى؟ و يا مردى بخيل و تنگ نظرى، پس مردم چون تو را بنگرند مايوس شده از درخواست كردن بازمانند. با اينكه بسيارى از نيازمنديهاى مردم رنجى براى تو نخواهد داشت، كه شكايت از ستم دارند يا خواستار عدالتند، يا در خريد و فروش خواهان انصافند.

10- اخلاق رهبرى با خويشاوندان

 همانا زمامداران را خواص و نزديكانى است كه خودخواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ريشه ستمكاريشان را با بريدن اسباب آن بخشكان، و به هيچكدام از اطرافيان و خويشاوندانت زمين را واگذار مكن، و بگونه اى با آنان رفتار كن كه قراردادى به سودشان منعقد نگردد كه به مردم زيان رساند، مانند آبيارى مزارع، يا زراعت مشترك، كه هزينه هاى آن را بر ديگران تحميل كنند، در آن صورت سودش براى آنان، و عيب و ننگش در دنيا و آخرت براى تو است. حق را مال هر كس كه باشد، نزديك يا دور بپرداز، و در اين كار شكيبا باش، و اين شكيبايى را به حساب خدا بگذار، گرچه اجراى حق مشكلاتى براى نزديكانت فراهم آورد، تحمل سنگينى آن را به ياد قيامت بر خود هموار ساز. و هرگاه رعيت بر تو بدگمان گردد، افشاگرى نموده عذر خويش را آشكارا در ميان بگذار، و با اينكار از بدگمانى نجاتشان ده، كه اين كار رياضتى براى خودسازى تو، و مهربانى كردن نسبت به رعيت است، و اين پوزش خواهى تو آنان را به حق وامى دارد.

11- روش برخورد با دشمن

هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودى خدا در آن است رد مكن، كه آسايش رزمندگان، و آرامش فكرى تو، و امنيت كشور در صلح تامين مى گردد. لكن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتى كردن، زيرا گاهى دشمن نزديك مى شود تا غافلگير كند، پس دورانديش باش، و خوشبينى خود را متهم كن. حال اگر پيمانى بين تو و دشمن منعقد گرديد، يا در پناه خود او را امان دادى، به عهد خويش وفادار باش، و آنچه برعهده گرفتى امانت دار باش، و جان خود را سپر پيمان خود گردان، زيرا هيچ يك از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نيست كه همه مردم جهان با تمام اختلافاتى كه در افكار و تمايلات دارند، در آن اتفاق نظر داشته باشند. تا آنجا كه مشركين زمان جاهليت به عهد و پيمانى كه با مسلمانان داشتند وفادار بودند، زيرا كه آينده ناگوار پيمان شكنى را آزمودند، پس هرگز پيمان شكن مباش، و در

عهد خود خيانت مكن، و دشمن را فريب مده، زيرا كسى جز نادان بدكار، بر خدا گستاخى روا نمى دارد، خداوند عهد و پيمانى كه با نام او شكل مى گيرد با رحمت خود مايه آسايش بندگان، و پناهگاه امنى براى پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حريم امن آن روى بياورند. پس فساد، خيانت، فريب، در عهد و پيمان راه ندارد، مبادا قراردادى را امضا كنى كه در آن براى دغلكارى و فريب راههايى وجود دارد، و پس از محكم كارى و دقت در قرارداد نامه، دست از بهانه جويى بردار، مبادا مشكلات پيمانى كه بر عهده ات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پيمان شكنى وادارد، زيرا شكيبايى تو در مشكلات پيمانها كه اميد پيروزى در آينده را به همراه دارد، بهتر از پيمان شكنى است كه از كيفر آن مى ترسى، و در دنيا و آخرت نمى توانى پاسخ گوى پيمان شكنى باشى.

12- هشدارها:

 اول: هشدار از خون ناحق

از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهى را نزديك، مجازات را بزرگ، و نابودى نعمتها را سرعت ، و زوال حكومت را نزديك نمى گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق حكومت را سست، و پست، و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل سازد، و تو، نه در نزد من، و نه در پيشگاه خداوند، عذرى در خون ناحق نخواهى داشت چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزى نيست، اگر به خطا خون كسى ريختى، يا تازيانه يا شمشير، يا دستت دچار تندروى شد، كه گاه مشتى سبب كشتن كسى مى گردد، چه رسد به بيش از آن، مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد!

دوم: هشدار از خودپسندى

 مبادا هرگز! دچار خودپسندى گردى! و به خوبيهاى خود اطمينان كنى، و ستايش را دوست داشته باشى، كه اينها همه از بهترين فرصتهاى شيطان براى هجوم آوردن به توست، و كردار نيك، نيكوكاران را نابود سازد.

 سوم: هشدار از منت گذارى

 مبادا هرگز! با خدمتهايى كه انجام دادى بر مردم منت گذارى، يا آن چه را انجام داده اى بزرگ بشمارى، يا مردم را وعده اى داده، سپس خلف وعده نمايى، منت نهادن، پاداش نيكوكارى را از بين مى برد، و كارى را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل كردن، خشم خدا و مردم را برمى انگيزاند كه خداى بزرگ فرمود: (دشمنى بزرگ نزد خدا آنكه بگوييد و عمل نكنيد.)

 

چهارم: هشدار از شتابزدگى

 مبادا هرگز! در كارى كه وقت آن فرا نرسيده شتاب كنى، يا كارى كه وقت آن رسيده سستى ورزى، و يا در چيزى كه روشن نيست ستيزه جويى نمايى و يا در كارهاى روشن كوتاهى كنى، تلاش كن تا هر كارى را در جاى خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهى.

 پنجم: هشدار از امتيازخواهى

 مبادا هرگز! در آنچه كه با مردم مساوى هستى امتيازى خواهى، و از امورى كه بر همه روشن است، غفلت نداشته باش، زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولى، و به زودى پرده از كارها يك سو رود، و انتقام ستمديده از تو باز مى گيرند، باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت، تندى زبانت، را در اختيار خود گير، و با پرهيز از شتابزدگى، و فروخوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم فرونشيند و اختيار نفس در دست تو باشد. و تو بر نفس مسلط نخواهى شد مگر با ياد فراوان قيامت، و بازگشت به سوى خدا.

آنچه بر تو لازم است آن كه، حكومتهاى دادگستر پيشين، سنتهاى باارزش گذشتگان، روشهاى پسنديده رفتگان، و آثار پيامبر (ص) و واجباتى كه در كتاب خداست، را همواره به ياد آورى، و به آنچه ما عمل كرده ايم پيروى كنى، و براى پيروى از فرامين اين عهدنامه اى كه براى تو نوشته ام، و با آن حجت را بر تو تمام كرده ام، تلاش كن، زيرا اگر نفس سركشى كرد و بر تو چيره شد عذرى نزد من نداشته باشى.

از خداوند بزرگ با رحمت گسترده، و قدرت برترش در انجام تمام خواسته ها، درخواست مى كنيم كه به آنچه موجب خشنودى اوست ما و تو را موفق فرمايد، كه نزد او و خلق او، داراى عذرى روشن باشيم، برخوردار از ستايش بندگان، يادگار نيك در شهرها، رسيدن به همه نعمتها، و كرامتها بوده، و اينكه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگارى ختم فرمايد، كه همانا به سوى او باز مى گرديم، با درود به پيامبر اسلام (ص) و اهل بيت پاكيزه و پاك او، درودى فراوان و پيوسته. با درود.

آیا با ورود و انتخاب دولت تدبیر و امید امیدی هست؟

آیا با ورود و انتخاب دولت تدبیر و امید به عرصه اداره کشور امیدی تازه بوجود آمده . قیمتها در حال تغییرند.

اکثر مدیران اجرایی قبلی کشور شایسته نبودند و سوئمدیریت خویش کشور را به عقب بردند و با بوجود آوردن تورمی حدود 35 درصدی فشاری سنگین به ملت و مردم وارد آوردند.

آیا به نظر شما دولت جدید تدبیر و امید شایسته سالاری را جایگزین فامیل سالاری می کند آیا انسانهای فرهیخته بسیاری که ما داریم دلسوز و باتجربه مدیران اجرایی قوی و متخصص را انتخاب می کند ؟ ؟؟

با ید صبر کرد و دید .....

قول می دی عمل کن

آورده اند که :(پادشاهی در یک شب سرد زمستانی از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید، آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد.

اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند در حالی که در کنارش با خطی نا خوانانوشته بود: 

ای پادشاه من هرشب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد...)

فرقی نمیکند چه وعده  و قولی داده ایم ..بردن به پارک به کودکانمان ...انجام کاری به همسرمان ...پاداشی به کارمندانمان ...یا برداشتن قدمی به طرف قراردادمان ...

آنچه مهم است که قولی و وعده ای به نمایندگی ما اعتبارمان را نزد طرف مقابل نگه می دارد .

فرقی نمی کند که وعده و قول ما هزار تومانی باشد یا ده میلیاردی ، جنس قول چیز دیگری است ... 

بی توجهی به قولی و وعده ای که شاید برای ما کوچک باشد ، به سادگی می تواند اعتبار ما نزد طرف مقابل را  آنچنان لطمه بزند که اعتماد او نسبت به خودمان را هم از دست بدهد ...

بی اعتمادی اولین گام برای فاصله گرفتن است ...  

سنگ بنای دیوار بلند بی اعتمادی کم توجهی های ما به قولها و وعده های است که می دهیم ...فرقی نمی کند موضوع و وعده چه باشد در هر سطحی و به هر شکلی ...

وقتی دیوار بی اعتمادی قد راست می کند دیگر ارتباط ها ، مذاکرات و مدیریت مختل می شود ...

هر وقت در تله ی کوچک شمردن یا فراموشی قول ها و وعده هایمان گرفتار شدیم باید این دیوار را تصور کنیم این دیوار بی اعتمادی که در حال بزرگ شدن ...

باید این دیواری که فاصله یی جدی خواهد شد ، را تجسم کنیم ... دیوار که بعد از این ، از پشت آن دیده خواهیم شد ...و 

بیاد بسپاریم که فرقی نمی کند که ما چقدر مدیر بزرگی هستیم و چقدر وعده ای که داده ایم کوچک ،مهم آنست که بی توجهی ما به قولهایمان اعتبار حرفهای ما را و در پی آن اعتبار خودمان را پایین آورده است ... توجیه ها و بهانه ها هم این میان هیچ کمکی به ما نخواهند کرد ...

به امید اینکه همه ی ما در هر سطح و مقامی که هستیم سنجیده قول دهیم و برای تک تک قولهای بزرگ و کوچکمان ارزشی بزرگ قائل شویم ...

(ندا مفاخری سایت مدیران ایران دوم اردیبهشت ماه 91)

تفاوت بین باور و نگرش چیست؟  

نگرش (Attitude) و باور (Belief) دو واژه یا بهتر است بگویم دو متغیری هستند که نه تنها معنای جنرال و عمومی در بین افراد جامعه دارند، بلکه بخاطر تعاریف تخصصی که برای آنها در ترمینولوژی علم روانشناسی درنظر گرفته شده است از پر کاربرد ترین واژه های کلیدی در مقالات و پژوهش های مرتبط با آن بخشی از روانشناسی که مرتبط با علوم رفتاری (Behavioral studies) است می باشند و این نوع مطالعات از شایعترین پژوهشهای مالتی دیسیپلیناری است که شاخه های متعددی از علوم را در بر میگیرد
 منجمله: علوم روانشناسی، علوم پزشکی، توسعه بهداشت، علوم مدیریت، علوم فن آوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک، بانکداری، بازاریابی و مارکتینگ، علوم ورزشی، و .... و تقریبا هرپژوهشگری که بخواهد به عوامل موثر(Predicting factors, explaining factors) در تصمیم (Intention) به بروز یک رفتار (Behavior) بپردازد، و یا اگر به زبان Research Methodology و آمار بخواهیم بگوییم، قصد داشته باشد سهم متغیرهای Predictor در Explain کردن واریانس در متغیر Outcome که هردو متغیر از عوامل روانشناختی باشند را محاسبه کند، ازاین نوع مطالعات استفاده می کند.


نگرش یا Attitude یعنی ارزیابی عمومی شما از یک رفتار یا یک واقعیت یا یک چیز. مثلا نگرش شما نسبت به پول دادن به متکدیان خیابانی ممکن است این باشد که شما این عمل را عملی با ارزش بدانید و یا دیگری ممکن است این عمل را عملی بی ارزش بداند

باور ( Belief )
یعنی این باورهای ما هستند که باعث شکل گیری نگرش ما نسبت به یک موضوع می گردند.  

اگر شما مثلا باور داشته باشید که پول دادن به متکدیان باعث زشت شدن چهره شهر می شود، این باور می تواند در ایجاد نگرش منفی در شمانسبت به پول دادن به متکدیان موثر باشد. 
برعکس، اگر شما باور داشته باشید که پول دادن به متکدیان باعث حل مشکل یک عده بدبخت می شود، بنابراین این باور ممکن است باعث ایجاد نگرش مثبت در شمانسبت به پول دادن به متکدیان بشود. 

از نظر تئوریک، کسی که بیشتر از همه به ارتباطات بین باورها و نگرش ها پرداخته است، آقای آیزن Ajzen و خالق تئوری مشهور رفتار برنامه ریزی شده (Theory of Planned Behavior=TPB) است. در این تئوری یک متغیر وابسته داریم به نام تصمیم یا Intention ، که این متغیر خود باعث بروز رفتار یا Behavior می شود. هر کس برای اینکه به کاری مبادرت ورزد لازم است که ابتدا تصمیم به انجام آن کار بگیرد.

راه حلی ساده برای ثبت وقایع روزانه

یلی وقت ها شروع به نوشتن خاطرات روزانه کرده ایم ولی بعد از مدت کوتاهی به هر دلیلی فراموش شده است .

یکی از سایت ها راه حل جالبی برای نوشتن مداوم و ساده خاطرات و اتفاقات روزانه ایجاد کرده است.

کافیست شما در این سایت ثبت نام کنید . سپس هر روز برای شما راس ساعتی که خودتان تعیین می کنید یک ایمیل می آید و اگر به این ایمیل پاسخ دهید نوشته های شما بصورت محرمانه در سایت ثبت می شوند .

وقتی جالب می شود که سایت با هر ایمیل یادآوری ، خاطره ای از چند روز پیش شما را هم یادآوری می کند . 

راستی امکان گرفتن خروجی از نوشته هایتان هم مهیاست ...

آدرس سایت : www.OhLife.com

با تشکرازشاهین شکری سایت مدیران ایران

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

کامیون حمل زباله
روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از محل پارک خود بیرون پرید.
 رانندة تاکسی من محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتری از ماشین دیگر متوقف شد!
 راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان بيرون آورد و شروع کرد به فریاد زدن به طرف ما. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
 با تعجب از او پرسیدم: چرا شما اين رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد! در آن هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من آموخت که هرگز فراموش نکرده و برايتان توضيح ميدهم:
 قانون کامیون حمل زباله. او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان  تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.
 به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.
 آشغال های آنها را نگیرید تا به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان پخش کنيد.
 حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را خراب کنند و باعث ناراحتی آنها شوند.
 زندگی خیلی کوتاهتر از آن است که صبح با تأسف از خواب برخیزید، از این رو..... افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

ارزیابی عملکرد شخصی

امروز چقدر مفید بودین؟
هیچوقت عملکرد شخصیتون رو ارزیابی می‌کنین؟
من سال‌ها بود که می‌خواستم این کار رو بکنم و دایما عقب انداخته بودمش. الان که این سیستم رو راه انداختم، به شدت ازش راضی‌ام. تو این سیستم شاخص‌هایی که برام مهم هستن و تحققشون از نظر من به معنی مفید بودنم هست رو همراه با امتیازهاشون مشخص کردم و هر روز بهشون مقدار می‌دم و مشخص می‌شه که تو اون روز مجموعا چقدر امتیاز گرفتم و به عبارت دیگه چقدر از روزم استفاده کردم.
 
فایده‌ش چیه؟
فایده‌ش اینه که وقتی آدم چنین سیستمی داشته باشه خیلی بیشتر به زندگی خودش جهت می‌ده و کمتر وقتش رو برای کارهای کم ارزش تلف می‌کنه. من شخصا همیشه روی این مسئله حساس بودم و سعی می‌کردم از وقتم به بهترین شکل استفاده کنم، ولی الان که این سیستم رو دارم به وضوح می‌بینم که وضع بهتر شده.
خلاصه بگم، آدم خیلی زود به خودش میاد و سعی می‌کنه روند نامناسبی که پیش گرفته رو اصلاح کنه. دقیقا همون ارتباطی که بین پروژه و برنامه‌ریزی و کنترل پروژه وجود داره.
 
سیستم من چطوریه؟
هر کسی سیستم خودش رو داره و ممکنه سیستم یه نفر برای کس دیگه‌ای مفید نباشه. برای نمونه سیستم خودم رو معرفی می‌کنم.
تو این سیستم یه سری کارهای اصلی دارم که برام امتیاز تولید می‌کنن و این‌ها هستن:
نوشتن کتاب: 14 امتیاز برای هر ساعتِ موثر
کار در شرکت‌ها: 3 امتیاز برای هر ساعتِ موثر (نه هر ساعتی که کار کردم، هر ساعتی که کار کردم و از کارم راضی بودم و به نظرم موثر بوده)
مطالعه: هر ساعت مطالعه موثر 6 امتیاز
سایر موارد: هیچوقت آدم نمی‌تونه همه شاخص‌ها رو مشخص کنه و اگر هم سعی کنه این کار رو بکنه، سیستمش زیاد از حد پیچیده می‌شه. برای همین یه ستون متفرقه دارم که توش مستقیما امتیازی که برای بقیه کارهام در نظر می‌گیریم رو توش وارد می‌کنم. سعی می‌کنم امتیازها رو متناسب با بقیه امتیازهام بدم. مثلا الان به خاطر این مطلبی که اینجا می‌نویسم نیم امتیاز به خودم می‌دم. اگه اکثر روزها اینجا مطلب می‌نوشتم، اونوقت براش سرفصل جداگانه‌ای می‌ساختم.
ولی ماجرا فقط این‌ها نیست؛ یه سری چیزها هست که از نظر من غیرمستقیم روی عملکردم تاثیر می‌ذاره و با این‌که عملکرد واقعیم تو شاخص‌های قبلی ثبت می‌شه، ولی برای توجه بیشتر به عوامل غیر مستقیم، به اون‌ها هم جداگانه امتیاز می‌دم. یه دلیل دیگه‌ش هم اینه که من عملا عملکرد روزانه و کیفیت زندگی روزانه‌م رو مسئله واحدی می‌دونم. شاخص‌های این گروهم این‌ها هستن:
ورزش: 7 امتیاز، که دروغ چرا، تا حالا امتیازش رو نگرفتم!
اصلاح صورت: به خاطر تمبلیم تو این کار، برای این هم شاخص تعیین کردم. یک امتیاز!
وعده‌های غذایی مناسب: اگه از وعده غذاییم کاملا راضی باشم و با رژیمم هم سازگار باشه (قند و کلسترولم بالاس!)، برای هر وعده 2 امتیاز می‌دم.
میان وعده‌های مناسب: وقتایی که میان‌وعده مناسب بخورم، ازش لذت ببرم و مطابق با رژیمم باشه، برای هر کدوم یک امتیاز می‌دم.
موسیقی: اگه تو روز بیشتر از یک ساعت موسیقی گوش داده باشم، موسیقی رو مناسب با مودم انتخاب کرده باشم، از گوش دادنش هم لذت برده باشم، 3 امتیاز می‌گیرم.
کتاب صوتی: اگه حداقل یک ساعت کتاب صوتی گوش داده باشم (این اتفاق معمولا تو ماشین می‌افته)، 2 امتیاز می‌گیرم.
فیدخوانی: اگه فیدهای روزانه‌م رو کامل بخونم، 2 امتیاز.
تگ زدن موسیقی: من یه مجموعه بزرگ موسیقی دارم که تو دو سال اخیر دایم دارم تگ میزنمشون و الان 65٪ پیشرفت کردم. برنامه‌م اینه که روزی 20 دقیقه موسیقی تگ بزنم. هر روز که این کار رو بکنم 2 امتیاز می‌گیرم.
مرتب کردن ایبوک‌هام: مجموعه بزرگی از ایبوک هم دارم که هر روز چند ایبوک جدید هم بهش اضافه می‌شه. معمولا هر از چندی مرتبشون می‌کنم. هر ساعت مرتب کردن ایبوک 5 امتیاز.
تفریح: هر ساعت موثر 5 امتیاز
 
این میشه  دیدگاه من به زندگیم،

مديريت اجرايي (Executive MBA) چيست؟

حالا که درس یک عده از اعضای گروه تموم شد یادی می کنیم از معرفی رشته ای که خوندن به امید موفقیت بیشتر همه آنها:

البته اطلاعات ذکر شده مربوط به رشته مدیریت اجرایی در دانشگاه های دولتی آزاد و ... است

مديريت اجرايي يا EMBA در ابتدا براي مديران ارشد توسط دانشگاه شيکاگو در سال 1943 راه اندازي شد ولي امروزه توسط دانشگاههاي مختلفي در سراسر دنيا ارائه مي شود.

مديرت اجرايي در واقع شاخه اي از MBA است که به صورت پاره وقت آموزش داده مي شود. اما متاسفانه تمايز بين مديريت اجرايي و MBA براي مردم جا نيافتاده است. رشته مديريت اجرايي مناسب حال افرادي است که ترجيح مي دهند بدون ايجاد وقفه در برنامه هاي کاري خود و ضمن کسب تجربه هاي کاري به تحصيل در زمينه هاي مديريتي نيز بپردازند. بر خلاف  MBA اين افراد موقعيت هاي بهتري براي تجربه و تحصيل توامان دارند.

برنامه دوره كارشناسي ارشد مديريت اجرايي شامل سه بخش: دروس پيش نياز (22 واحد) ، دروس اختصاصي (22 واحد) و دروس اختياري و تحقيق ( 10 واحد) ، به شرح زير است

دروس پيش نياز ( 22 واحد)

1-  اصول حسابداري ( 2 واحد )
2- اقتصاد براي مديران (1) (2 واحد )
3- اقتصاد براي مديران (2) (2 واحد )
4-كاربرد آمار درمديريت (2 واحد )
5-مديريت توليد وعمليات (‌2 واحد )
6-اصول بازرگاني وتجارت (‌2 واحد )
7-نگرش سيستمي ( 2 واحد )
8-تكنولوژي نوين اطلاعات (‌2 واحد )
9- تحقيق درعمليات ( 2 واحد )
10-مباني رفتارسازماني ( 2 واحد )
11-روش تحقيق در علوم اجتماعي ( 2 واحد )

دروس اختصاصي مشترك (22 واحد)

1-      مديريت سازمانهاي پيچيده ( 2 واحد )
2- مديريت منابع انساني: مديريت منابع انساني ( 2 واحد )‌
3- مديريت منابع مالي: حسابداري مديريت (‌2 واحد )‌
1/3- مديريت مالي و اقتصاد مديريت: (‌2 واحد )‌
4- مديريت تكنولوژي: مديريت تكنولوژي ونوآوري (‌2 واحد )‌
¼-‌مديريت طرح هاي توسعه (‌2 واحد )
5-مديريت بازار: بازاريابي ( 2 واحد )
1/5- بازرگاني بين المللي ( 2 واحد )
6- مديريت اطلاعات: ‌سيستم هاي اطلاعات مديريت (‌2 واحد )
7- مهارتهاي مديريتي با مسايل جاري: مهارتهاي عمومي مديريت (‌مجموعه كارگاههاي آموزشي )(2 واحد )
1/7- مسايل جاري مديريت اجرايي (سمپوزيوم) (2 واحد )

دروس اختياري (6 واحد)

1-مجموعه الف: مديريت استراتژيك –تحليل محيط داخلي و بين المللي (‌2 واحد)
‌مديريت استراتژيك (‌2 واحد )
مديريت تحول و اجراي برنامه استراتژيك (2 واحد)
2- ‌مجموعه ب: مديريت توليد و عمليات-پژوهش عمليات پيشرفته (‌2 واحد )
مديريت واحد هاي خدماتي ( 2 واحد )‌
مديريت توليد و عمليات پيشرفته (‌2 واحد )
3- مجموعه ج: مديريت بازاريابي و صادرات – مديريت استراتژيك بازاريابي (2 واحد )‌
تحقيقات بازار يابي (‌2 واحد )
مسايل بازاريابي بين المللي و صادرات ( 2 واحد )
4- مجموعه د: تركيبي از عناوين درسي سه مجموعه فوق ‌
5- پروژه پايان نامه (‌تحقيق و تهيه طرح )‌( 4 واحد )

ظوابط پذيرش:

پذيرش در دوره هاي MBA بر اساس معيارهاي مختلفي همچون شرکت در آزمون هايGMAT ، سوابق مهم کاري، تحصيلات دانشگاهي در حد کارشناسي و بالاتر، مقالات و در نهايت مصاحبه هاي حضوري است.برخي از مراکز به فعاليت هاي فوق برنامه و اجتماعي دانشجويان نيز خيلي اهميت مي دهند.

تست GMAT چيست؟

GMAT  که مخفف عبارت Graduate Management Admission Test است يک آزمون استاندار شده براي تعيين ميزان استعداد تحصيل در مديريت کسب و کار به شمار مي رود. GMAT معمولاً به صورت جي-مَت jee-mat تلفظ مي شود. بيشتر مراکز آموزش MBA در دنيا از GMAT به عنوان آزمون پذيرش دانشجو استفاده مي کنند.

GMAT يک آزمون منطبق بر رايانه است که براي سنجش استعداد و توان انجام کاري هاي بزرگ در افراد استفاده مي شود. به طور متداول شامل بخش هاي ساده اي است در ابعاد کمي و استنتاجي است.

محدوده MBA

برنامه هاي آموزشي MBA دانشجويان را در مقابل موضوعات مختلفي همچون علوم اقتصاد، رفتارهاي سازماني، بازاريابي، حسابداري، سرمايه گذاري، استراتژي، کسب و کارهاي بين المللي، مديريت فناوري اطلاعات و سياست گذاري دولتي قرار مي دهد.

در مدل قديمي MBA آمريکا، دانشجويان محدوده وسيعي از اين مباحث را به عنوان برنامه سال اول تحصيل خود مي خواندند و سپس در سال دوم گرايش مورد نظر خود را به صورت تخصصي دنبال مي کردند.

در ساير نقاط دنيا معمولاً اين دوره ها کوتاه تر هستند مثلاض در اروپا اين دوره ها در حدود 11 الي 16 ماه به طول مي انجامند.

ضرایب و دروس امتحانی MBA

برای شرکت در آزمون سراسری و آزاد شما باید همانند همه کنکورها به سوال های چهار گزینه ای پاسخ دهید ولی علی رغم اینکه این دروس بسیار ساده به نظر می رسند بسیاری از افراد علاقه مند نمی توانند از این آزمون موفق بیرون آیند.

  

رشته و ضریب

درس

MBA

مدیریت اجرایی

ریاضیات 1 و 2

2.5

0

زبان عمومی و تخصصی مدیریت

2

1

تست GMAT

2

2

تئوری های عمومی مدیریت

1.5

1

دانش مسائل روز مدیریت

0

2

ادبیات فارسی

0

1

 

 منابع درسي MBA

1-     رياضيات 1 و 2

الف- رياضيات كاربردي، دكتر ناصحي‌فر

ب- رياضيات و كاربرد آن در مديريت، اقتصاد و حسابداري، مهندس ابراهيمي

ج- مجموعه کتاب ها و جزوه هاي آموزشي رياضي 1 و 2 موجود در بازار

2-     زبان تخصصي

الف- ونوس (2 جلدي): مقدماتي و پيشرفته

ب- استونر ترجمه اسماعيلي

پ- زبان عمومي اميري (سري كتاب ارشد پوران پژوهش)

3- تست هايGMAT

به علت تنوع بالاي سوالهاي قابل طرح در اين تست ها منبع خاصي براي فراگيري نمي توان معرفي کرد فقط توصيه مي شود ضمن استفاده از کتاب هاي موجود در بازار، تست هاي سال هاي گذشته را براي آشنايي با ساختار و نحوه پاسخگويي به سوال هاي GMAT استفاده نماييد.

3- تئوري هاي مديريت

الف- اصول و مباني سازمان مديريت ، دكتر رضائيان

ب- مديريت عمومي ، دكتر الواني

پ- مديريت رفتار سازماني، دكتر رضائيان

ج- مديريت رفتار سازماني، رابينز

چ- مديريت رفتار سازماني، هرسي و بلانچارد ، ترجمه قاسم كبيري

ح- مديريت منابع انساني، سعادت

خ- تجزيه وتحليل و طراحي سيستم، دكتر رضائيان

د- تئوري سازمان (طراحي ساختار) رابينز

4- دانش مسائل روز مدیریت

اطلاعات مورد نياز براي پاسخگويي به سوال هاي اين بخش عملاً در کتاب خاصي گردآوري نشده است و براي موفقيت در سوالهاي اين بخش از آزمون لازم است تا شما اطلاعات عمومي خوبي در سطح مديريت مياني و ارشد در حوزه مسائل کلان و روز کشور و سازمان هاي داخلي و خارجي داشته باشيد. اطلاعات خبري که گاه در روزنامه ها به چشم مي خورند نيز ممکن است موضوع هر يک از سوالات باشد.

5- ادبيات فارسي

تاکيد اين بخش از سوال ها  بر سنجش توان افراد در زمينه ادبيات مديريتي است. و در تهيه سوال هاي اين بخش از تلفيق اطلاعات مديريتي و قواعد زبان فارسي استفاده مي شود. براي آشنايي با سوال هاي اين بخش نيز بهترين گزينه تقويت علمي زبان فارسي و مرور سوال هاي سالهاي گذشته براي آشنايي با آنهاست.

بازار کار MBA

اگر به بازار کار MBA در ایران نظر بی افکنیم ایران حداقل تا 10 سال آینده نیازمند متخصصین این رشته خواهد بود این پیش بینی با توجه به تراکم زیاد مهاجرت فارغ التحصیلان این رشته از کشور برای کار یا ادامه تحصیل در خارج کشور و نیاز شدید سازمان های بزرگ و اقتصادی  و شرکت های دولتی و خصوصی که تعدادشان کم هم نیست بسیار با وسواس صورت گرفته است.

اما بازار کار MBA در خارج از کشور نیز از جایگاه مطلوبی برخوردار است و کشورهای آمریکا و کانادا در جذب متخصصین این رشته درنگ نمی کنند.

از خاطر نبرید که بسیاری از دانشجویان این رشته از همان ابتدای تحصیل دعوت به کار می شوند.

 ادامه تحصیل در MBA

برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای MBA باید از ایران خارج شوید و در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکایی, کانادایی, استرالیا و هند به تحصیل بپردازید.

سوالات تحلیل محیط و فضای کسب و کار

1-     چرا فکر می کنيم برای طراحی يک استراتژی موفق شناخت فضای کسب و کار امری ضروری است ؟ با چه زنجيره استدلالي اين موضوع را تشريح ميكنيد.

2-     برای تحلیل محیط داخلی و محیط نزدیک بنگاه ابزارهای گوناگونی وجود دارد . مناسب ترین الگو برای این تحلیل کدام است ؟

3-     بانک جهانی  الگوئي را براي سهولت انجام كسب وكار در كشور ها تهيه نموده است كه  میزان توسعه یافتگی فضاي كسب وكار کشورها را نشان میدهد . علت انتخاب تعدادي از شاخص ها ي اين الگورا تشريح كنيد. ( چهارمورد)

4-     الگوی ICRG چه تفاوتی در رویکرد تحلیلی خود با الگوهای هريتیج و فریزر دارد و سوال اصلی که این الگو بدنبال پاسخگویی به آن است چیست؟

5-     فلسفه استدلالي الگوی هریتیج  و تفسير آن از آزادي چيست .  اين الگو آزادی را از چه زاویه ای طرح می کند

6-     به رسمیت شناختن حق مالکیت خصوصی از شاخص هاي اساسي توسعه يافتگي يك جامعه است.اين مفهوم را در یک تحلیل الگوریتمیک شرح نمائيد.

7-     رشد بنگاه وبه تبع آن  رشد اقتصاد ملی داراي رابطه اي ساختاري با يكديگر هستند. چگونگی تحقق  اينگونه رشد وو زنجیره استدلالي آن را تشریح کنید.

8-     بنظر شما كداميك از شاخصهاي توسعه انساني براي بيان وضعيت شرائط كسب وكار وبهبود آن گوياتراست؟

9-     شرط های اساسی برای فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی و کارا بودن آن چیست ؟

10-  چرا مجمع جهانی اقتصاد , شاخص رقابت پذيری را شاخص سنجش و طبقه بندی کشور ها قرار داده است؟

11-  چگونه می توان رقابت پذیر شد و عوامل تعیین کننده رقابت پذیری در سطح ملی و سطح خرد را شرح دهید.

12-  الگوی تحلیلی " ساختار – عملکرد " برای تحلیل فضای کسب و کار در سطحي است و چگونه مورد استفاده واقع می شود ؟

13-  پايه هاي  سه گانه اصلي  مطلوبيت فضاي كسب وكار از ديدگاه "الگوي سهولت انجام كسب وكار" كه بانك جهاني تدوين ميكند را تشريح كنيد.

14-  درتحليل فضاي كسب وكار براي متغير مصرف اهميت زيادي قائل ميشويم. چرا؟

15-  عوامل تعيين كننده قابليت هاي رقابت پذيري در سطح ملي  را با تآكيد بر شرائط ايران مختصرا شرح دهيد

16-  درتحليل شرائط كسب وكار توسعه يافتگي كشور از ابعاد گوناگون آن اهميت  فراواني دارد.  ابعاد توسعه يافتگي اجتماعي وفرهنگي را  در بهبود شرائط كسب وكار تشريح كنيد.

17-  چرا اصرار ميشود   براي بهتر شدن فضاي كسب وكار دولت تنها به ارائه كالاهاي عمومي بپردازد

18-  Endowed Advantage   و Acquired advantage هريك در بهبود وتوسعه فضاي كسب وكار نقش خاصي دارند. شرح دهيد.

19-  چرا مجمع جهاني اقتصاد الگوي رقابت پذيري را براي طبقه بندي توانمندي هاي  اقتصادي كشورهاي مختلف برگزيده است؟

20-  براي تدوين  اركان رقابت پذيري كشورها با توجه به درجه توسعه يافتگي شان به گروههاي متفاوتي تقسيم شده اند. با شرح اين طبقه بندي علت آنرا نيز بيان كنيد.